از نو حریم دل ملال انگیز گردید...متن واحد 6 ماه صفر


از نو حریم دل ملال انگیز گردید
پیمانه چشمم ز خون لبریز گردید
یاد شهیدان سینه را صهبای خون کرد
اندیشه ها را غرق دریای جنون کرد
بانگ جرس آوای آزادی است اکنون
باید سفر بنمود تا صحرای پر خون
باید زنو بربست اسباب سفر را
انفاق باید کرد احساس سحر را
پیغمبر دشت بلا زینب خروشید
جان در رگان مرد? اندیشه جوشید
کای همرهان احرام فصل وصل پوشید
پیمانه ای از آسمان صبر نوشید
از شام ویران فاتحانه رفت باید
ماندن در این ویرانه ها دیگر نشاید
چون اختران را بیقراری ها عیان شد
راهی به سوی کربلا آن کهکشان شد
اینبار اما بی حسین ابن علی بود
اندوهگین آن کاروان و بی ولی بود
بی قاسم و بی اکبر و با چشم خونبار
بی ساقی اطفال عطشان بی علمدار
آمد که با جابر نماید همنوائی
جابر بخواند قصه های آشنائی
چون سرزمین کربلا آمد پدیدار
شد آسمان سینه ها محزون و غمبار
نای نی از اندوه زینب در نوا شد
تا بر زبانش آیه های کربلا شد
گیسوی اکبر را حنا بستند از خون
قلب حسین از آن مصائب گشت محزون
در شکوه با اندوه زین العابدین شد
از شرح زین العابدین دلها غمین شد
گفتا که در شام از جفا آل پیغمبر
خاشاک ویران خانه هاشان گشت بستر
نصرانی و آل یهود از راه احسان
بر تخت بنشاندند با تکریم دونان
اما نبی زاده سراپا ایستاده
بر دست و پا زنجیر دونانش نهاده
خواندند لیکن خطبه های حیدری را
از کربلا گفتند و زان نام آوری را
از خطبه اولاد پیغمبر وز آنجا
گردید ظالم تا قیامت خوار و رسوا
از کربلا زینب ردای صبر پوشید
خون حسین ابن علی ز آنجا خروشید
کرببلای جاودان با خون عجین شد
بگذشت عاشورا و فصل اربعین شد
پیغام خون از اربعین تحصیل گردید
سیر کمال کربلا تکمیل گردید
"موجی" دوباره اربعین و زینب آمد
مهتاب رخشان در بلندای شب آمد

/ 0 نظر / 6 بازدید